ماه من...

ماه من غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر،

که هنوز

بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر، به ما می خندد!
یا زمینی را که

دلش از سردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز

پر امنیت احساس خداست !

از طرف:ویولن من(پریسا)

/ 3 نظر / 9 بازدید
رضاپور

سلام. شعر قشنگی بود. به ما هم سری بزنید. در صورت تمایل در خبرنامه عضو شوید...

مازیار

به حرامیان تشبیهم نکن انسانها در تنهایی آسیب پذیرند و تنهایی که نمیداند آسیب پذیر تر من اهلش نبودم من اهلش نیستم