حرف های ناگفته

چشم هایم را به عمق چشمانت دوخته ام

                             کمی دست نگه دار...چیزی نگو!

                                               برایت یک دنیا حرف ناگفته دارم

بنشین پای سفره ی دلم!

.... خوب حالا نوبت توست،چیزی بگو،حرفی بزن!

اما افسوس که نمی شود...لب هایت چسبیده اند به یک تکه کاغذ . فقط چشم های تو هستند که از پس تصویرت با من حرف می زنند...فقط چشم های تو هستند که مرا از این تنهایی های خوفناک در می آورند...

س.ص

/ 10 نظر / 9 بازدید

چشم هایم را یه عمق چشمانت دوخته ام ......کمی دست نگهدار ....چیزی نگو ....برایت یک دنیا حرف ناگفته دارم .......واقعا زیبا وبا معنی ........چرا که چشمها هیچ وقت دروغ نمی گویند ....(پاییزفصل زیبا )

سلااام ی آپ کردم خ مهمه حتما بیا اطلاع رسانی کن... حتمااااااااااا http://aboy.persianblog.ir

زهرا

زیبا بود گلم.ببخش نتونستم بیام اون دفعه.مکتب زینب بودم امروز[چشمک]

ابراهیم

سلام سمانه خانم امیدوارم خوب و سر حال باشی بعداز مدتی اومدم در این مدت که نبودم پستهای زیبایی گذاشی منم زیاد مزاحمت نمیشم میدونم درسهات خیلی خیلی سخته. خب بهر حال موفق باشی .[گل] بدرود.[گل]

مهتاب

سلام سمانه جان. بسيار زيبا بود..

پریسا

سلام خانومی..آپــــم[گل]

مازیار

جهان را به شاعران بسپارید مطمئن باشید کلمات را بیدار می کنند و در کرت ها ٬ گل و گندم می کارند

زهرا

گلم آپم و منتظرت هستم[بوسه]

مهدی

سلام دوست گلم وب بسییار زیبایی داری ومطالبتم خوندنیه خوشحال میشم بهمن سر بزنی