من و تنهایی!

گوش می سپارم...

تنها جیرجیرک ها هستند که می توانند سکوت تنهایی مرا بشکنند.

سایه ها را با چشمانم دنبال می کنم...

تنها آنها هستند که می توانند همدمی برای تنهایی های من باشند.

زیرا فقط سایه و جیرجیرک تنهایی را درک می کنند و می دانند که من چقدر تنها هستم...

س.ص

/ 9 نظر / 19 بازدید
ابراهیم

آرام بخوان چون آهسته نوشتم، بی پروا بخوان چون از خود نوشتم،نزدیک کسی نخوان چون تنها نوشتم و از دل بخوان چون با دل نوشتم. سلام دوست من امیوارم خوب و سر حال باشی خوشحال میشم که به کلبه تنهایی یه سر بزنی و نظرت رو در رابطه با پستهام بهم بگی و اگه با تبادل لینک موافق بودی با هم تبادل لینک هم داشته باشیم. زیاد نوشتم. منتظرم ببینم نظرتون چیه.

پریسا

سلام عزیزم.دلم تنگ شده بود برات[ماچ] تا عظمتی مثل خدا کنارمونه دیگه نباید از تنایی بترسیم[ماچ]

معصومه

سلام سمانه جان . از خوندن دلنوشته های دلنوازت خیلی لذت بردم البته راستش رو بخوای خیلی هم غافلگیر شدم. مطالبت بسیار و فوق العاده زیبا بودن. امیدوارم همیشه شاد و موفق باشی عزیزم

شیما

تبریک میگـــــــــــــم عالی بود [قلب]

مازیار

چقدر دلنشین می نویسی سمانه جان....

مازیار

تو که خدا نیستی اینجا زمین توست تنها نباش

مژگان

عزیزم تنهایی بهترین دوست هست هر سال که میگذره درخواهی یافت که از سایه ها هم باید ترسید http://sokootebaran.persianblog.ir/

مژگان

عزیزم تنهایی بهترین دوست هست هر سال که میگذره درخواهی یافت که از سایه ها هم باید ترسید http://sokootebaran.persianblog.ir/